جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

651

تحفة الملوك ( فارسى )

كه مؤدّى به صلاح امر دين و معاد و آخرت بشود . و از اين سبب است كه ما و اصحاب ما متعرض ذكر آن شده‌ايم و الا مردمان و بنى نوع انسان از كثرت تجربه و عمر نمودن ايشان و مشاهده نمودن مفاسد و مصالح معجّلهء امور معيشت ، قطع نظر از امور و غايت مؤجّله اخرويّه نموده ، همگى عارف و بصير به امر منزل و مدينه خود هستند و مىدانند كه چه بايد كرد و ديگر احتياج به تعليم و تدوين نمودن علمى ندارند . پس مقصود ، بيان آثار عقل است كه مودى به صلاح دين و اخرت است و بيان تميز آن از آثار جهل كه مؤدّى به فساد دين و آخرت است و بيان اختلاف معرفت و نيت و تفاوت مقصود و غايت بنى نوع انسان است از معيشت و منزل‌آرايى و مدن‌دارى آن‌ها . پس هركس كه مقصود و غايت معيشت خود و منزل‌دارى و مدن‌پرورى را دين و آخرت ديده است و طالب صلاح ابدى و بقاى اخروى است البته حركات و سكنات او در دار معيشت و در تدبير و سياست به نحوى و به وجهى خواهد بود كه تا آخر الامر منجر به افساد نمىشود ؛ چون‌كه عمل نمودن به آثار عقل محال است كه منجر به افساد و اختلال بشود . و هركس كه مقصود و غايت معيشت خود [ را ] نفس معيشت و نفس منزل‌دارى و مدن‌پرورى و رياست دنيويه ديده است البته و لا محاله حركات و سكنات و تدبير و سياست او به نحوى و به وجهى خواهد بود كه بالاخره منجر به فساد و افساد مىشود ، هرچند كه به حسب ظاهر و من البدايه اصلاح نما باشد ؛ چون‌كه سلوك آن به مقتضاى آثار جهل است كه محال است كه منجر به اصلاح بشود ، بلكه البته منجر به افساد مىگردد . پس در حقيقت معناى تدبير منزل و سياست مدن ، همان به كار بردن آثار عقلانيه و اخلاق نفسانيه و صفات انسانيه است در حق اهل منزل و اهل بلد و مدينه و صفحه و مداين و عالم و اقاليم . و علم تدبير منزل و سياست مدن ، علمى برأسه و مخالف علم تهذيب اخلاق نمىباشد . و متعرض شدن اصحاب ما مر بيان آن دو بعد از بيان نمودن ايشان علم تهذيب را به جهت همان سببى است كه الحال ذكر شد ؛ و بنابراين ديگر فايده‌اى در ضمن تكرار نمودن آثار عقل و اخلاق نفسى ، كه مفصّلا و بر وجه اتمّ در باب سيّم اين كتاب تحرير داده شد ، نمىباشد مگر تطويلى كه مطلوب نيست ، بلكه به جهت طول كشيدن كلام و حجيم شدن كتاب ،